تبلیغات
اوپاتان


اوپاتان


دانمارکی ها بدجوری ترسیدند
جمعه 28 بهمن 1384
به دنبال چاپ کاریکاتورهایی که موضوع آن حضرت محمد بود، شرکت های دانمارکی تولید کننده کالا توسط مسلمین جهان تحریم شدند. به همین دلیل، روزنامه ها و دولت های اروپایی اینقدر ترسیدند که این کاریکاتورها در نشریات نروژ، سوئد، اسپانیا، فرانسه، اتریش، ایتالیایی و آلمانی نیز به چاپ رسید. من حدس می زنم اگر مسلمین جهان یک هفته دیگر به تهدیدات خودشان ادامه دهند، تمام کاریکاتوریست های جهان کار و زندگی شان را ول می کنند و همه شان کاریکاتور می کشند تا هم معروف می شوند و هم میلیاردر. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی هم که مسوول مستقیم ناموس امت اسلام است، هر نیم ساعت سفیر یکی از این کشورها را احضار کرده و به آنها تذکر داد. قرار است مسلمین جهان کالاهای صادراتی این کشورهای اروپایی را تحریم کنند، احمدی نژاد هم قرار است دیگر نه سوار پژو قدیمی خودش بشود نه سوار بی ام و دولتی اش و با دوچرخه هندی برود سرکار، البته اگر تا فردا صبح هندی ها هم این کاریکاتورها را چاپ نکرده بودند، راستی یادم رفت، سلمان رشدی که خودش هندی پاکستانی بود.




نوشته شده توسط آشنا در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 02:02 ق.ظ

سگ امام رضا: من از آقای جنتی شاکی ام!
سه شنبه 22 آذر 1384

    

سگ امام رضا: من از آقای جنتی شاکی ام!

                                              

اولی که مقاطعه کار بود، دومی که میلیاردر بود، سومی هم اصلاح طلب بود، هم محافظه کار بود و هم گرین کارت داشت. کابینه هفتاد میلیونی که قرار بود مافیای نفتی را نابود کند و نفت را با بشکه سر سفره ملت ببرد، هنوز وزیرنفت ندارد. امروز برای اولین بار در طول تاریخ 2785 ساله بعد از خشایارشاه سومین وزیر احمدی نژاد رای اعتماد نگرفت. هنگامی که رای گیری انجام می گرفت، یکی از نمایندگان اصولگرا در حالی که صدایش از بلندگوی مجلس پخش می شد، یواشکی به حداد عادل گفت: « آقای دکتر! اقلیت نامرد هم رای ندادند.»

بعضی از منابع آگاه که هر کاری کردند اسمشان فاش شود، ما اسمشان را فاش نمی کنیم، گفتند: احمدی نژاد به مجلس پیغام داده بود که « اگر مجلس به این گزینه هم رای ندهد، مردم تکلیف مجلس را مشخص خواهند کرد.» این منابع آگاه اعلام کردند که همین جمله باعث عصبانی شدن بعضی نمایندگان شد و آنها هم اعلام کردند: برو بینیم بابا، رای نمی دیم. احمدی نژاد در دفاع از تسلطی توضیحات مفصلی در مورد اهمیت نفت و نقش نفت در درست کردن قورمه سبزی داد و همچنین از اینکه میان مجلس و دولت این همه توافق وجود دارد ابراز شادمانی کرد، با این وجود نمایندگان به تسلطی رای ندادند. احمدی نژاد در دفاع از تسلطی گفت: « برخی سایت ها سعی کردند شخصیت و سابقه او را مخدوش کنند... در این چند روز مطالبی را شنیدم که آنها را سایت نامشخصی که مسوولان آن نیز نامشخص هستند، منتشر کرده است.» البته آگاهان خیلی تلاش کردند بفهمند اگر این سایت نامشخص است، چطور احمدی نژاد از آن مطلع شده است؟ البته بعد از شش ماه که احمدی نژاد در زندگی مردم ایران در حال حضور بسر می برد، مردم فهمیده اند که نباید از او انتظار داشته باشند درست حرف بزند، و اگر هم چنین انتظاری داشته باشند، اشتباه کرده اند.

سعیدلو، محصولی، تسلطی، چهارمی، پنجمی
امروز نمایندگان مختلفی در دفاع و علیه تسلطی حرف زدند، اما خلاصه دلایلی مخالفت مجلس با تسلطی شامل این موارد بود که برایتان می گویم:
1) کلاغ ها برای مجلس خبر برده بودند که خانواده تسلطی در انتخابات به معین رای دادند.
2) تسلطی اعلام کرده بود که در انتخابات در هیچ ستادی فعالیت نکرده، در حالی که یک بسیجی باید در همه صحنه ها حضور داشته باشد.( بدبختی را ببین، اگر در ستاد معین بود می گفتند اصلاح طلب است، اگر در ستاد هاشمی بود می گفتند عضو مافیای نفتی بوده است، حالا که در هیچ ستادی نبوده می گویند که چرا در انتخابات حضور فعال نداشتی؟)
3) دو سال پیش وقتی تسلطی قرار بود در شهرداری کار کند، پرسیده بود حقوقش چقدر است.
4) اگر تسلطی شبها دیر به خانه برود همسرش ناراحت می شود.
5) چون دو عضو خانواده اش تابعیت انگلیسی و کانادایی دارند، نمی تواند پرونده های محرمانه را به خانه ببرد، چون ممکن است دختر و دامادش عضو اینتلیجنت سرویس باشند.
6) با وجود اینکه خانه شخصی دارد، از خانه های سازمانی استفاده می کند( درست برخلاف همه نمایندگان مجلس که در شهرستانها خانه شخصی دارند و در تهران از خانه مجلس استفاده می کنند.)
7) تسلطی از افکار آقای « سین» جانبداری کرده و آقای « نون» مشاور فنی اوست( در حالی که باید از افکار آقای «میم» جانبداری می کرد و آقای « چ» مشاورش بود.
8) وزیر معرفی شده توسط احمدی نژاد، با شعارها و آرمانهای احمدی نژاد مخالف است.
9) برخلاف بقیه وزیر علوم و بهداشت و آموزش و پرورش، تسلطی در هیچ حوزه ای تخصص ندارد.
10) تسلطی هیچ اطلاعات سیاسی ندارد، برخلاف حسن عباسی که نابغه سیاسی است.
11) تسلطی اعتقاد به وجود مافیای نفتی ندارد.
12) تسلطی از نظر فکری اصلاح طلب و از نظر سرعت عمل محافظه کار است، در حالی که باید از نظر فکری محافظه کار و از نظر اجرایی تندرو باشد.
13) برخلاف سایر وزرای احمدی نژاد، تسلطی در کار اجرایی ضعیف است.
البته تسلطی در مجلس دفاع جانانه ای از خودش کرد و گفت: « من قبلا هم فرموده ام که دنبال تحول در وزارت نفت هستم.» وی در کمال تواضع و فروتنی ادامه داد:« فرمایش دیگر من در مورد انضباط من است که در همه جا زبانزد است.»

چه کار کنیم؟ چی کار نکنیم؟
فعلا سه راه جلوی پای احمدی نژاد قرار دارد، یکی این که از حالا تا چهار سال دیگر که به امید خدا دوره اش تمام می شود، یا تا زمانی که خودش انصراف می دهد، یا تا زمانی که به یاری آقا امام زمان رای عدم کفایت سیاسی می گیرد، هر ماه یک وزیر معرفی کند، مجلس هم هر ماه یک بار رای اعتماد ندهد. به نظر من در این حالت هیچ اتفاقی نمی افتد، فقط اوضاع مملکت از این هم خراب تر می شود، که این موضوع ربطی به وزارت نفت ندارد، چون اگر وزیر نفت زکی یمانی هم باشد باز هم اوضاع مملکت خراب تر از این می شود.

دومین راه این است که احمدی نژاد وزیری را که مورد قبول نمایندگان مجلس باشد به عنوان وزیر نفت تعیین کند، در این حالت ممکن است آن وزیر به جای اینکه نفت را ببرد سر سفره مردم، نفت را ببرد سر سفره فراکسیون اکثریت مجلس.

سومین راه بنا به پیشنهاد ایرج ندیمی، این است که احمدی نژاد وزارت نفت را در وزارت نیرو ادغام کند، البته با توجه به اینکه چنین کاری غیرمنطقی است من انتظار داشتم توسط احمدی نژاد پیشنهاد شود نه توسط ندیمی، چون من هفت سال پیش با ندیمی یکی دو ماه در روزنامه گزارش روز همکار بودم و در آن روزها تصادفا به نظر آدم معقولی می آمد، و از این پیشنهادات نمی داد.

چهارمین راه بنا به پیشنهاد حداد عادل این است که شورای نگهبان یا شورای تشخیص مصلحت دخالت کنند و تصمیم بگیرند. اگر شورای نگهبان دخالت کند، احتمالا این شورا اعلام می کند که بر اساس قانون اساسی چون رئیس جمهور سه ماه وقت دارد و هر ماه می تواند شرعا نود روز باشد، بنا براین براساس قانون اساسی رئیس جمهور به جای سه ماه نه ماه وقت دارد، که انشاء الله تا نه ماه دیگر هم این تازه عروس حتما زایمان خواهد کرد. اگر هم شورای تشخیص مصلحت حکم کند، احتمالا اعلام می شود که چون مصلحت مملکت حکم می کند که رئیس جمهور باید سریعا وزیر تعیین کند، تا فردا شب باید احمدی نژاد وزیر مربوطه را معرفی کند.

البته یک راه دیگر هم بوسیله مهندس ترکان مطرح شد و آن اینکه « احمدی نژاد از زنگنه عذرخواهی و دلجویی کند و او را به عنوان وزیرنفت معرفی کند.» در این حالت همه مشکلات حل می شود فقط احمدی نژاد باید وسایلش را از تهران جمع کند و برود ارادان مشغول کار کشاورزی بشود.

ایران غنی سازی را ادامه نمی دهد
این جمهوری اسلامی هم واقعا پدیده ای است! از این حکومت رفتارهایی سرمی زند که فقط یک ایرانی آنها را می فهمد. آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا ما ایرانیان وقتی کاملا دچار ناامیدی نسبت به چیزی می شویم باز هم امیدواریم که همان اتفاقی که می دانیم نمی افتد، بیفتد؟ یا وقتی مطمئن هستیم یک کاری را نمی کنیم اعلام کنیم که آن کار را حتما می کنیم؟ یا اینکه وقتی یک چیزی را می خواهیم اعلام کنیم که آنرا نمی خواهیم؟ یا اینکه بخاطر رودربایستی انقلاب کنیم و بخاطر گرفتن حال همسایه مان یا خارجی ها به سرنوشت کشور خودمان گند بزنیم؟ این موضوعات چیزهایی است که برای هیچ غیرایرانی نمی توان توضیح داد. جز وزیر امور خارجه تا دیروز آلمان که همسرش ایرانی است و احتمالا سی سال دیگر این چیزها را می فهمد، یا رئیس جمهور اسرائیل که خودش ایرانی است و مادربزرگش که هنوز در خانه فارسی حرف می زند، این چیزها را می داند.

در هر حال، اجلاس شورای حکام فردا برگزار می شود. برخلاف چیزی که همه فکر می کنند، اروپایی ها احتمالا با ایران توافق شان را کرده اند. اروپا اعلام کرد: «علیه ایران قطعنامه صادر نمی کنیم.» سولانا خواستار امتیازدهی ایران در برنامه هسته ای خود شد. علی بی خیال، معروف به علی لاریجانی( یا بالعکس) در حالی که دلی دلی می کرد و عین خیالش نبود، گفت: « محور مذاکرات هسته ای باید غنی سازی باشد.» سید محمد خاتمی هم اعلام کرد: « پرونده ایران به شورای امنیت نمی رود.» اما برخلاف همیشه حرف اصلی را در این مورد احمدی نژاد زد. احمدی نژاد « تهدید کرد در صورت ارجاع پرونده اتمی ایران به شورای امنیت، جمهوری اسلامی غنی سازی اورانیوم را از سر خواهد گرفت.» معنی مشخص این حرف اولا این است که در این مدت ایران غنی سازی را متوقف کرده بود و ما فقط داشتیم مکافات بیخودی تحمل می کردیم، و دوما این است که در صورت عدم ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، جمهوری اسلامی غنی سازی را از سر نخواهد گرفت. یعنی محور مذاکرات غنی سازی نیست.

عشق احمدی نژاد و نفرتش
آخرین اظهارات گهربار رئیس جمهور فرزانه و استاد ادبیات فارسی و مخترع قرارداد گلستان چای و مورخ تاریخ چند صد ساله عراق و کاشف زاویه 360 درجه ای، صادر شد. احمدی نژاد، رئیس جمهور م.ش.نگ ( منتخب شورای نگهبان) بعد از شش ماه خین و خین ریزی و ایجاد بحران، گفت: « تازه اول عشق است.» آگاهان هشدار دادند: این که عشقش هست، ببین نفرتش چیه؟

جوان خوش تیپ شهرستانی افزود: « امروز نیازمند هوشمندی و همدلی برای مواجه شدن با مسائل داخلی و خارجی هستیم.» یکی از آگاهان گفت: حالا همدلی رو یک کاری می کنیم، ولی هوش رو از کجا بیاریم؟ احمدی نژاد در حالی که فراموش کرده بود که انتخابات تمام شده است، گفت:« امروز باید گرد فقر و محرومیت را از چهره بخش های وسیع کشور زدود، باید فقر را ریشه کن و عدالت را در این سرزمین مقدس برپا کنیم.» یکی از ناظران آگاه گفت: بله، باید بزدائید و برپا کنید. همین ناظر آگاه رئیس جمهور را به کناری کشید و برایش توضیح داد که الآن پنج ماه از انتخابات گذشته است و وی رئیس جمهور شده است و آن کسی که باید گرد فقر را بزداید احمدی نژاد است و کسی که باید عدالت برپا کند نیز احمدی نژاد است.

ای متن مردم، بیایید!
به نظر شما معنی متن مردم یعنی چی؟ آیا منظور دل مردم است؟ آیا منظور عموم مردم است؟ آیا منظور این است که وقتی چیزی از متن مردم است یعنی که خواسته درونی مردم است؟ احمدی نژاد گفت: « مفهوم مردمسالاری دینی زمانی محقق می شود که اقتصاد، فرهنگ و سیاست این کشور توسط متن مردم اداره شود و برنامه ریزی ها به گونه ای صورت بگیرد که متن مردم در اقتصاد فعال شوند.» احمدی نژاد برای اینکه متن مردم را فعال کند، گفت: « من شاید اولین کسی بودم که روی مسائل حساس نفت دست گذاشتم.» آگاهان توضیح دادند که دومین نفر هم مرحوم مصدق بود که سی سال بعد از احمدی نژاد به مسائل حساس نفت اشارات دوری کرد.

من احمدی نژادم، من سوپر من نیستم
شوخی شوخی داریم بدهکار می شویم. این احمدی نژاد فکر می کند که کنار گذاشتن تعدادی مدیر و گذاشتن تعدادی مدیر به جای آنها و رفتن به مسافرت و ایراد سخنان شورانگیز همان کارهایی است که مشکل مردم را حل می کند. در طول این چهارماهی که دولت سرکار آمده است سه ماه است که دارد اعلام می کند ما تازه دوماه است سرکار آمده ایم.

در راستای پاسخگویی به ملت، دولت احمدی نژاد تصمیم گرفت به سووالات مردم پاسخ دهد، به همین دلیل اعضای دفتر رئیس جمهور به جای خبرنگاران با او مصاحبه کرند و وی به سووالاتی که خودش از خودش کرده بود پاسخ داد. احمدی نژاد در پاسخ به سووالی که خودش از خودش پرسیده بود، گفت: « ما ادعا نداریم که در دولت، مردان استثنائی یا بی نظیر حضور یافته اند و سوپرمن هستند. ما می خواستیم با کمترین میزان اتلاف وقت و کمترین چالش و سوء تفاهم، هرچه سریع تر وارد عمل شویم. شما ببینید که تنها دوماه از تشکیل دولت گذشته و دولت هنوز تکمیل نشده، به ما می گویند « پس کو عدالت؟» خوشحالیم که قبلا واحد زمان و عمل به وعده ها در دولت های قبلی « سال» بود، ولی در این دولت « هفته» و « روز» شده است.» وی توضیح نداد که تشکیل کابینه که معمولا برای همه دولت ها در طول یک ماه انجام می شد، چرا در این دولت که واحد زمانی اش هفتگی است، سه ماه طول کشیده است؟ سپس احمدی نژاد در حالی که به مصاحبه با خودش ادامه می داد، گفت: « آیا برادران ما ظرف این دو ماه به اندازه شش ماه کار کرده اند یا نه؟» بعد احمدی نژاد به خودش گفت: شش ماه؟ به اندازه ده ماه کار کردیم، نه، دوازده ماه...

آبروی نظام
من نمی دانم چرا این روحانیون عالیقدر می خواهند ثابت کنند نظام بی آبروست؟ این همه دشمنی برای چی؟ این همه عناد به چه معنی است؟ آیت الله مکارم شیرازی گفت: « بسیج آبروی نظام است.» آیت الله مشکینی نیز به عنوان مسوول ارتباطات امام زمان با مجلس و دولت، گفت: « بسیجیان، سپاهیان بلافاصله ولی عصر هستند.» آگاهان توضیح دادند که منظورایشان بسیج منطقه خیابان ولی عصر است که بدون فاصله با این خیابان مستقر هستند. همچنین حجت الاسلام ابراهیمی نیز برای ترساندن سیاستمداران اعلام کرد: « بسیج حق دارد در عرصه سیاسی حاضر شود.»

سیاست سکوت
از نظر من سیاست بسیار خوبی است و چنانکه امروز ابطحی عزیز هم نوشته بود بخوبی جواب می دهد. اصلاح طلبان باید فرض کنند که هیچ اتفاقی در عرصه سیاسی نمی افتد، فقط به فکر انتخابات بعدی باشند و برنامه خودشان را برای بعد بریزند تا فردا اگر قدرت را در دست گرفتند گیج بازی های دیروز اتفاق نیفتد. اصلا لازم نیست هیچ موضعی در مورد مسائل روز و دولت احمدی نژاد گرفته شود. اصولگرایان باید خودشان تکلیف شان را با هم روشن کنند. دولت احمدی نژاد از وقتی که دشمن نداشته باشد شروع می کند به فروریختن. سیاست سکوت بهترین راه است، خود اصولگرایان بزودی همین دولت را تا پای عدم کفایت سیاسی پیش می برند.

علی کریمی گلزنی کرد
بالاخره پای علی کریمی به گلزنی باز شد. دیروز در جریان مسابقات لیگ قهرمانی اروپا علی کریمی برای بایرن مونیخ گلزنی کرد.

عرفات به شهادت رسید
سرانجام بعد از سالها خیانت به ملت و انقلاب فلسطین و مزدوری برای استکبارجهانی، یاسر عرفات توسط معاونت وزارت امورخارجه ایران به شهادت رسید. محمد علی سبحانی، معاون وزارت خارجه ایران که فکر می کند خارجی ها هم مثل ایرانی ها بعد از مرگ شان باید مورد احترام قرار بگیرند، در مورد یاسر عرفات گفت: « شهادت عرفات این موضوع را ثابت کرد که سیاست از مبارزه جدا نیست.»
توضیح اول: احتمالا معاون وزیر خارجه عرفات را با رهبر حماس اشتباه گرفته و هنوز نمی داند که عرفات رهبر رئیس سازمان آزادیبخش و دولت خودگردان بود.
توضیح دوم: شهادت عرفات به فرض اینکه عرفات شهید شده بود هر چیزی را می توانست ثابت کند، الا اینکه مبارزه از سیاست جدا نیست، چون اصلا کسی ادعا نکرده بود که مبارزه از سیاست جداست، آن چیزی که جدا بود دین بود که از سیاست جدا می شد.

انصار خفه می شود
بالاخره سروصدای انصار حزب الله هم در حال خفگی درآمد. ارگان انصار حزب الله نوشت: از آنجا که نقد دولت کریمه برادر احمدی نژاد تا اطلاع ثانوی قدغن بوده، لذا در این خصوص خفه می شویم.

سیاست خانواده ها، مافیای آبادگران
سیاست اشتغال به کار خانوادگی در میان آبادگران و اصولگرایان ادامه دارد، براساس اطلاعات منتشره، یکی از وزرای کابینه همسرش را به عنوان منشی خود برگزیده است، وی همچنین دو تن از پسرانش را هم به عنوان کارمند دفتر وزارتی به کار گماشته است.

خاتمی تکذیب کرد
الهی قدش سرچشم هر کی نمی تواند ببیند دربیاید. هر وقت چیزی در روزنامه کیهان از قول خاتمی خواندید که به نظرتان آمد خاتمی چرا این حرف را زده، اول اصل را بر این بگذارید که راوی ابوهریره است. سید محمد خاتمی نقل قول کیهان را تکذیب کرد. خاتمی در مورد تیتر کیهان که گفته بود اظهارات احمدی نژاد در مورد اسرائیل خواست عمومی مردم است، گفت: « مگر من سخنگوی مردم ایرانم که بخواهم خواست عمومی آنها را مطرح کنم؟ خاتمی گفت: من در موقع ریاست جمهوری با همه مشکلاتش دروغ نگفته بودم، چگونه ممکن است چنین حرفی را برخلاف عقیده ام در این شرایط زده باشم؟»

مصاحبه با سگ مظلوم امام رضا
عکس های جدیدی از سگ مظلومی که از به حرم امام رضا پناهنده شده است، در سایت انتخاب منتشر شد. این عکس ها اطلاعات عجیبی را فاش می کند، در تمام این عکس ها یک سگ نشان داده می شود که وسط یک مشت آدم که بروبر به او خیره شده اند، روی زمین نشسته است. بدنبال حضور ایشان در حرم امام رضا با ایشان مصاحبه ای کردیم، به این گفت و گو توجه فرمائید.
ما: سلام آقای هاپو!
سگ مظلوم: سلام، شما خبرنگاری؟
ما: بله عزیزم، چطور مگه؟
سگ مظلوم: خیلی بی مرامی، در تمام این مدت که شهرداری داشت سگ ها رو با سم می کشت و نیروی انتظامی اجازه نمی داد ما توی خیابون مثل سگ راه بریم شماها فقط به فکر آزادی بیان و این جور چیزها بودید، اصلا فکر نکردید ما هم سگ هستیم و نیاز به حمایت داریم.
ما: من از شما معذرت می خوام، لطفا شما بفرمائید که چی شد به حرم امام رضا پناه آوردید؟
سگ مظلوم: بخاطر اینکه از ایشون بخوام که ضامن ما سگ ها بشه، البته من شنیده بودم ایشون قبلا در مورد آهو ها خیلی لطف داشتن، ولی گفتم شاید یک نظری هم به ما بکنند، موقعی که می خواستم بیام یکی از سگ هایی که دچار یاس و سرخوردگی شده بود، گفت نرو بدبخت، این مردم تو رو می کشند، اینا همون هایی هستند که وقتی می خوان به کسی فحش بدن می گن برو بمیر که از سگ هم کمتری، ولی من حرفش رو گوش نکردم. حالا اومدم از دست این مردم به امام رضا شکایت کنم.
ما: دیگه از کی شکایت دارین؟
سگ مظلوم: من بیشتر از همه از شهرداری شکایت دارم، این ماموران شهرداری ماها رو گروه گروه می گیرند و با داروی سمی یا با گلوله می کشند، اومدم از شهرداری شکایت کنم.
ما: دیگه از کی شکایت دارین؟
سگ مظلوم: از این مومنین هم شکایت دارم، اینا به ما می گن نجس و تا می بینن یک بچه به ما دست می زنه و با ما بازی می کنه ما رو با لگد می زنند. خیلی نامردی می کنن، اومدم به امام رضا بگم که به این مومنین نصیحت کنه که اینقدر علیه ما حرف نزنن و نگن ماها نجس هستیم. تازه خبر من رو یک جوری نوشتن انگار که من خودم چون می دونستم نجس هستم، مواظب بودم که به مردم نخورم عکس منو ورداشتن، آقا همه اش دروغه، من که نمی آم همه سگ ها رو بفروشم به آدمها، مگه ما سگ فروشیم؟
ما: آیا شما از مرفهین بی درد و عوامل استکبار جهانی هم شکایت دارید؟
سگ مظلوم: من؟ نه داداش! من اصلا سیاسی نیستم، یعنی سیاسی هستم ولی رادیکال نیستم، ضمنا تنها مردمی که در این مملکت به ما حال می دن و ما رو دوست دارند، یکی همین مرفهین بی درد هستند و یکی هم دهاتی ها و چوپان ها که اونها با ما رفیق هستند، ولی وقتی که می آییم توی شهر فقط عوامل استکباری و مرفهین بی درد هستند که از ما حمایت می کنند و ما رو می برن گردش و می برن مون دامپزشک.
ما: رابطه تون با آمریکا و اروپا و عوامل استکباری چیه؟
سگ مظلوم: اون ها هم خیلی خوبند. خیلی از رفیقامون رفتند خارج و الآن اوضاع شون توپ توپه. اونجا اگر کسی بهشون چپ نگاه کنه پلیس پدرشون رو در می آره، مثل اینجا نیست که اگر آهو باشی باید از دست مردم به امام رضا پناه بیاری و اگر سگ باشی دولت و پلیس و شهرداری تو رو می کشه. منم واقعش رو بخوای می خواستم برم اروپا پناهنده بشم چون شنیدم توی فرانسه سگ ها خیلی مورد احترام هستند، منتهی اخیرا شنیدم آدمها فرانسه رو هم برای سگ ها ناامن کردن.
ما: اصل شکایت شما ازکی هست، بیشتر از همه چه چیزی شما رو ناراحت کرده؟
سگ مظلوم: من اومدم از آقای جنتی شکایت کنم. می خواستم بهش بگم آخه آقای محترم! مسلمون! با مرام! این حرف یعنی چی که می گی غیرمسلمون ها حیواناتی هستند که روی زمین می چرند و فساد می کنند؟ حالا شما مسلمونها با نامسلمون ها دعوا دارین چرا می گین ما حیوانات فساد می کنیم؟ ما چه فسادی کردیم؟ غیر از اینه که هر روز شماهایی که فساد نمی کنین ما حیوونها رو گروه گروه می کشین و موقع خوردن ماها چشماتون برق می زنه؟ ماها که همه اش گرفتار شما هستیم. اومدم به امام رضا بگم که ما رو از دست این آقای جنتی نجات بده.
ما: خیلی ممنون آقای سگ که با من مصاحبه کردین. آیا پیام خاصی دارین که منتشرش کنم؟
سگ مظلوم: می خواستم بگم خیلی بی مرامی اگر مصاحبه من رو سانسور کنی و منتشر نکنی، به مردم هم می خواستم بگم تو رو خدا ما رو از دست اینهایی که می گن ما نجس هستیم و ما رو می کشند نجات بدین. همین حالا هم می دونم این هایی که من رو آوردند اینجا و دارن از من استفاده ابزاری می کنن دو روز دیگه داروی سمی به من می دن و منو می کشن. انشاء الله هر کی سگ ها رو می کشه به زمین گرم بخوره.

                                                                                                      
                                                          




نوشته شده توسط آشنا در سه شنبه 22 آذر 1384 و ساعت 06:12 ق.ظ

نعمت اله اغاسی
یکشنبه 15 آبان 1384

نعمت الله آغاسی در پی یك بیماری طولانی دیده از جهان فرو بست

نعمت الله آغاسی در پی یك بیماری طولانی دیده از جهان فرو بست. مردی كه لنگ لنگان به دنیای ترانه های مردم پسند پیوست. مردی كه به دست و دل بازی شهره بود. مردی كه حتی در اوج شهرت و محبوبیت هرگز از یاد نبرد كه همان نعمت نفتی كوچه و خیابان های اهواز است. آنچنان كه از ایران خبر می رسد، قلب نعمت آغاسی، آوازخوان دلباختگی های بی پیرایه و عشق های ساده برای همیشه از تپش بازماند. نعمت آغاسی در اواخر دهه 40 درست 36 سال پیش به تهران آمد و با ترانه هایی مانند آمنه، لب كارون، دختر آبادانی گل كرد. نعمت آغاسی كه در چند فیلم مردم پسند نیز شركت كرد، هنگام مرگ 66 سال داشت. زاده اهواز بود، اما در كرج زندگی می كرد.




نوشته شده توسط آشنا در یکشنبه 15 آبان 1384 و ساعت 05:11 ق.ظ

عید فطر
پنجشنبه 12 آبان 1384



نوشته شده توسط آشنا در پنجشنبه 12 آبان 1384 و ساعت 10:11 ق.ظ

معلم نفس خود و شاگرد وجدان خویش باشیم
شنبه 7 آبان 1384

بهتر زندگی كنیم

 

هنگامی‌كه پایه و اساس خوشبختی خود را بر آنچه پیرامون ما اتفاق می‌افتد بنا می‌كنیم، خود را تحت فشار احساسی- عاطفی و روحی و معنوی قرار خواهیم داد. و در واقع كوشیده‌ایم ثبات را در زندگی با چسبیدن به آنچه همواره در حال تغییر است ایجاد كنیم!

 

طبیعتا هیچ چیز به مدت طولانی ثابت نخواهد ماند. به همین دلیل امید بستن به وقایع و رویدادهای زندگی و امید به اینكه با انتظارات و توقعات ما هماهنگ شود مانند اینست كه درون یك اقیانوس طوفانی پریده و امیدوار باشیم كه هیچ اتفاقی برای ما نخواهد افتاد.




نوشته شده توسط آشنا در شنبه 7 آبان 1384 و ساعت 02:10 ق.ظ

خانه من کجاست؟مسئول شهر من کیست؟
پنجشنبه 21 مهر 1384

 

آقا خانه اجاره ای داری؟

آقا خانه برا رهن دارید؟

حالا چکار کنم ۶ ماه که دارم دور خودم چرخ میزنم. تمام بنگاه های شهر را سر زدم ولی هرچی بیشتر

گشتم کمتر نتیجه گرفتم.یا پولم کم بود یا خونه نبود.

رسیدم به یه بنگاه گفتم اقا خانه اجاره ای دارید؟ سوال زیاد کرد

اول:چند نفرید؟

بعد:چکاره ای؟

بعدپرسید چقد پول داری؟ چقد میتونی کرایه بدی؟

گفتم:یک میلیون با ماهی شصت هزار تومان

پوزخندی زد وگفت:از من میشنوی برو یه چادر بخر و با این پول دنبال خونه نگرد.

بیشتر بنگاهها جوابی مثل این شنیدم.

دیگه خسته شده بودم کلافه برگشتم خونه صاحبخانه رو دیدم که ایستاده دم درب خونه گفت خونه پیدا

کردی یانه؟زودتر به فکر باشید چون خونه من مشتری داره میترسم از دستم بپره کرایه خوب میده.

خلاصه موندم چیکار کنم.حقوق کم.اجاره بالا.خانه ها نا مناسب.وتازه ازهمه که بگذریم صاحبخانه های پر

توقع.

نمیدونم این شهر چرا این همه بی قانون هست هیچ کس از هیچ چیز و هیچ مرجعی پیروی نمیکنه

خیلی از مردم بی خانمانند میگن آبادان بندر آزاد شده برا همین قیمت رفته بالا  یعنی آنهایی که خونه

ندارند پول ندارند باید چکار کنند.؟؟

باید خانه داشت باید پول داشت باید زندگی کرد و آرامش داشت ولی چگونه؟ شما بگوئید

آقای فرماندار میشه بگی در ماه چقدر حقوق میگیری و چقد کرایه میدی؟ اصلا وظیفه تو تو این شهر چیه

تو چی اقای امام جمعه و نماینده ولی فقیه تو که هر هفته فقط یادت دادند به امریکا گیر بدی تا حالا شده

لنگ کرایه خونه خودت باشی؟یا خرج تحصیل بچه هات؟ راستی یه سوال دیگه تا حالا اصلا به شما اجازه

دادند فقط دو کلمه با ولی فقیه خلوت کنی و  اگه تونستی ایا مشکل این مردم رو گوشزد کردی؟

اگه کردی که چرا کسی گوش شنوایی نداره؟ اگه هم نکردی که وای بر ما راستی من که دیگه

فکرنمیکنم  امریکا تو این مسئله ساده دستی داشته باشه.

شما نمایندگان مجلس چی شما هم که تکلیفتون اظهر من الشمس شما که یا به فکر قانون گذاری برای

سرمایه دارا هستید که جیب اونا رو پر تر کنید یا به فکر قوم و خویش خودتون.ولی این یه چیز رو در مورد

شما اعتقاد دارم که شما هم یه جورایی به فکر قشر کم در آمد هستید اونم وقتی که فصل انتخابات

هست و مردم باید مشت محکمی تو دهن استکبار جهانی بزنند. میدونم ودیدم که چطور برای به دست

آوردن یک رای بیشتر به محله های فقیر نشین سر میزنید و با مقداری کالباس و برنج وقاحت خودتون رو

به رخ مردم میکشید و به اونا دهن کجی میکنید. ولی یه چیز رو میدونید:

اونم اینه که خود کرده رو تدبیر نیست.

از ماست که بر ماست

 




نوشته شده توسط آشنا در پنجشنبه 21 مهر 1384 و ساعت 12:10 ب.ظ

دفاع از حكم مردود با دلایل مردود
چهارشنبه 30 شهریور 1384

دفاع از حكم مردود با دلایل مردود

محمد دادكان در برنامه نود این فرصت را از طریق رسانه ملى به دست آورد تا از حكم صادره كمیته انضباطى فدراسیون فوتبال _ البته به زعم خود او در بعد فنى _ دفاع كند اما او در توجیه این حكم دلایلى را براى تكرار بازى راه آهن و نفت مطرح كرد كه باعث شگفتى است.
او در دفاع از اینكه چرا فدراسیون فوتبال راه آهن را به دلیل استفاده از بازیكنان غیر مجاز بازنده نكرده است گفت: «مگر وقتى ۷ بازیكن تیم ملى نوجوانان ما صغرسنى بودند تیم ملى از جام جهانى محروم شد؟ دو بازیكن تیم ملى مكزیك در جام كنفدراسیون ها دوپینگى بودند اما فیفا این تیم را از مسابقات محروم نكرد یا تیم ملى آرژانتین كه در جام جهانى ۹۴ به دلیل دوپینگ مارادونا با محرومیت روبرو نشد.»
به نظر مى رسد این جملات رییس فدراسیون فوتبال ناشى از ناآگاهى ایشان از قوانین فوتبال است. با رجوع به آرشیو باید گفت: اگر تیم ملى ما را از مسابقات جهانى نوجوانان به خاطر استفاده از ۷ بازیكن صغر سنى محروم نكردند به این دلیل بود كه مسؤولان AFC براى شناسایى سن حقیقى بازیكنان از آزمایش -ray xاستفاده كرده بودند. این آزمایش از نظر فیفا پذیرفته شده نبود و پس از آن هم AFC دیگر از آزمایش ray x-استفاده نكرد. محرومیت هاى در نظر گرفته شده براى تیم ایران هم از طرف AFC بود و فیفا جریمه اى براى ایران در نظر نگرفت.البته بعداً تیم ملى نوجوانان از بازى هاى آسیایى ۲ سال محروم شد كه رییس فدراسیون اشاره اى به آن نكرد.جالب است كه رییس فدراسیون فوتبال اعتقاد دارد یك تیم را به خاطر استفاده از بازیكن صغر سنى نباید بازنده كرد. پس باید از ایشان پرسید چرا كمیته انضباطى فدراسیون در زمان ریاست خود آقاى دادكان، امتیازات دو تیم نوجوانان استقلال و توربو را در مسابقات نوجوانان تهران به دلیل استفاده از بازیكن صغرسنى كسر كرد تا این دو تیم به دسته پایین تر سقوط كنند؟
اگر تیم ملى مكزیك در جام كنفدراسیون ها به دلیل دوپینگ دو بازیكن اش و تیم ملى آرژانتین در جام جهانى ۹۴ براى دوپینگ مارادونا از بازیها محروم نشدند به این دلیل است كه در قوانین انضباطى به صراحت قید شده مجازات دوپینگ، مجازاتى شخصى است و جریمه تیمى ندارد. همانگونه كه در بند د ماده ۳۹ آیین نامه انضباطى فدراسیون فوتبال ما به صراحت آمده مجازات استفاده از بازیكن غیر مجاز كسر امتیازات تیم متخلف است.
رییس فدراسیون فوتبال در بخشى از صحبت هایش گفت: چون مدیران راه آهن پس از پایان فصل نقل و انتقالات، تیم را در اختیار گرفته اند در جریان تخلفات انجام شده از سوى سرپرست سابق تیم قرار نداشته اند و فدراسیون فوتبال هم به این دلیل كه مدیران راه آهن درجریان این تخلفات قرار نداشته اند امتیازات راه آهن را كسر نكرد.آقاى دادكان حتماً فراموش كرده اند كه مسعود معمایى از دو سال قبل مدیرعامل راه آهن شده است و احمد مقدسى پور در ابتداى مسابقات فصل قبل و همراه با فیروز كریمى به راه آهن پیوسته است. یعنى در شروع سال دوم مدیریت مسعود معمایى در راه آهن!
محسن شاكردوست ۵ سال است كه عضو راه آهن بوده، این بازیكن در سال اول مدیریت معمایى در راه آهن با شناسنامه متولد ۱۳۵۴ براى این تیم به میدان مى رفته اما در شروع فصل قبل به یكباره ۱۰ سال جوان شده و با شناسنامه متولد ۱۳۶۴ براى تیم اش به میدان رفته است. سؤال اینجاست كه چرا این اتفاق براى مدیریت راه آهن تعجب آور و قابل پیگیرى و برخورد نبوده و این بازیكن چگونه در عرض یك سال، ده سال جوان شده است!
دادكان و وكیل فدراسیون فوتبال در بخش دیگرى از حرف هایشان در توجیه تخلف راه آهن گفتند: «احمد مقدسى پور به رغم داشتن كارت بازى متولد ۱۳۶۳ _ كه كارتى جعلى بوده _ در لیست بازیكنان بزرگسال راه آهن قرار داشته است. پس راه آهنى ها تخلفى نداشته اند.»
اگر این بخش از گفته هاى آنها را بپذیریم باز این سؤال بى جواب مى ماند كه با وجود محدودیت تیم هاى فوتبال در استفاده از ۲۰ بازیكن بالاى ۲۳ سال چگونه راه آهن در شروع بازیهاى پلى آف و زمانى كه دیگر سرپرست متخلف راه آهن بركنار شده بود براى پرویز برومند به عنوان بیست و یكمین بازیكن بزرگسال این تیم كارت بازى صادر شده است؟
با همه این دلایل مى توان گفت آنچه امروز فدراسیون فوتبال و در رأس آن محمد دادكان مى گویند توجیهاتى غیرقابل قبول براى اصرار بر رأیى باطل است. رأیى كه پس از ابطال توسط یك مرجع قانونى مانند دیوان عدالت ادارى هم هنوز براى فدراسیون قابل دفاع است اما شاید بهتر باشد فدراسیون براى دفاع از حكم غیرقانونى اش دلایل دیگرى پیدا كند، اگر نه آنچه تا امروز به میان آمده، همه در حد موضوعات مطروحه در برنامه بوده است كه حتى شنوندگان عادى را هم راضى نمى كند. با این مستندات چگونه فدراسیون فوتبال انتظار دارد مراجع قانونى هم به حكم لغو كمیته و شوراى عالى انضباطى صحه بگذارند.




نوشته شده توسط آشنا در چهارشنبه 30 شهریور 1384 و ساعت 01:09 ق.ظ

یادداشت روز
سه شنبه 29 شهریور 1384
فدراسیون فوتبال و پافشاری بر حکم مرگبار
«حق» موضوعى بسیط و تأویل پذیر و قضاوت كارى بسیار پیچیده و دشوار است اما مى توان آنچه را كه دوطرف انجام مى دهند فهمید. چه آبادانى ها كه مى كوشند به هر طریق ممكن ثابت كنند خلافى اتفاق افتاده است و براساس قانون، این آنها هستند كه باید در لیگ برتر فوتبال ایران بازى كنند و چه راه آهنى ها كه با استفاده از هر شیوه و ابزارى كه در اختیار داشته اند خود را به لیگ برتر رسانده اند و نمى خواهند این موقعیت را از دست بدهند.
آنچه در این میان غیرقابل فهم است اصرار فدراسیون فوتبال ایران بر قضاوتى شائبه برانگیز است كه هرچه مى گذرد نادرست بودن آن بیشتر هویدا مى شود. امروز به ضرس قاطع مى توان گفت قریب به اتفاق كسانى كه فوتبال ایران را پیگیرى مى كنند واقعیت را درباره پرونده نفت و راه آهن مى دانند.
اگر كسى در این زمینه تردیدى داشت، دیروز با دیدن واكنشى كه رسانه هاى مكتوب ورزشى به حكم دیوان عدالت ادارى نشان داده بودند، به یقین رسید. اینكه اكثریت این رسانه ها فارغ از گرایش ها و نزدیكى یا دورى شان به تفكرات فدراسیون فوتبال، به استقبال این حكم رفته بودند و آن را اتفاقى فرخنده براى فوتبال به حساب آورده بودند، نشانگر جهت گیرى افكار عمومى بود و این چیزى است كه در تمام ماه هاى اخیر مسؤولان فوتبال ایران از پذیرش آن سر باز زده اند.
۱۱۵ روز از آخرین بازى نفت و راه آهن در مسابقات پلى آف مى گذرد و در این مدت، این پرونده هر روز ابعاد تازه اى پیدا كرده و به یكى از معضلات فوتبال ایران تبدیل شده است. مسؤولان درجه اول فوتبال از روز آغاز این بحران تلاش بسیارى كردند تا خود را تنها مقید به قانون و مقررات نشان بدهند و از افتادن به یك سمت بپرهیزند اما با همان اولین اشتباه و اغماضى كه فدراسیون بر تقصیر خود و یكى از طرفین دعوا قایل شد و با اصرارى كه براى ترجیح مصلحت بر نص قانون به كار رفت، همه تلاش ها رنگ باخت و امروز آنچه به چشم مى خورد، قرار گرفتن تمامیت فدراسیون در یك سوى این دعوا و حمایت همه جانبه اش از یكى از مدعیان است.
فدراسیون فوتبال كه رأى اش به نفع راه آهن اعتراض هاى بسیارى برانگیخته بود چند بار در معرض آزمون قرار گرفت اما حتى یك بار سربلند بیرون نیامد. فدراسیون چه هنگامى كه رأى از كمیته انضباطى به شوراى عالى انضباطى رفت و چه هنگامى كه سازمان تربیت بدنى با كار كارشناسى به بازبینى پرونده پرداخت مى توانست به حقیقتى كه همچون نور از لاى سطور پرونده بیرون مى زد گردن بگذارد و با پذیرفتن اشتباهى كه كرده، همه چیز را جبران كند، اما این اتفاق نیفتاد. فدراسیون حتى مقابل اصرارهاى سازمان تربیت بدنى مبنى بر برگرداندن رأى هم مقاومت كرد و در آخرین لحظه رأى به حضور راه آهن در لیگ برتر داد.
این سرپیچى در شرایطى كه سازمان تربیت بدنى در بلاتكلیفى مدیریتى به سر مى برد و هیچ كس در آن قدرت تصمیم گیرى هاى كلان و جدى را ندارد، البته بى عقوبت ماند و گذشت. فدراسیون فوتبال با خوش خیالى گمان مى كرد كه آخرین مانع نیز غیرقابل عبور نیست. دستاویز قرار دادن تأكیدات فیفا بر مستقل بودن فدراسیون هاى ورزشى و تكرار مداوم این تهدید كه فیفا ایران را مجازات و محروم مى كند در واقع آخرین تمهیداتى بود كه مى توانست مانع از ابطال حكم فدراسیون توسط دیوان عدالت ادارى شود، اتفاقى كه نیفتاد تا دور تازه این بحران آغاز شود. فدراسیون فوتبال امروز در حالى مى گوید تن به این حكم نخواهد داد و آن را قانونى نمى داند كه تا همین چند روز پیش ناصر نوآموز و دیگر مدیران فدراسیون فوتبال با امید به رأى دیوان مدام تأكید مى كردند كه رأى دیوان عدالت ادارى برایشان حجت است و هرچه باشد بر آن گردن خواهند گذاشت. اما موضع گیرى كنونى فدراسیون فوتبال از این رو قابل توجه و اهمیت است كه فدراسیون این بار نه به عنوان یك نهاد بى طرف، بلكه به عنوان یكى از طرفین دعوا وارد ماجرا شده و خواستار تجدیدنظر و ارجاع پرونده به مراجع بالاتر است. در واقع فدراسیون فوتبال كه با صدور حكم جدید مى توانست كار خود را خاتمه یافته تلقى كند و با گردن گذاشتن به حكم اجازه دهد كه راه آهن خود پیگیر حقوقى باشد كه به زعم این باشگاه ضایع شده است، حالا به عنوان وكیل مدافع راه آهن وارد شده و به گونه اى رفتار مى كند كه جایى براى تصور بى طرفى باقى نمى گذارد.
در شرایط كنونى اگر فرض را بر این بگیریم كه نعوذبالله كسى دچار كارى خلاف وجدان نشده است و تمام آنچه انجام شده، با نیت پاك و سلامت نفس بوده است، باید بپذیریم كه فدراسیون فوتبال با افتادن در مسیرى برگشت ناپذیر، سر ناسازگارى و لجاجت گذاشته است و براى آنكه احكامش زیر سؤال نرود برابر هر رأى و نظر مخالفى مقاومت مى كند. آنچه از این پس، از این مقاومت و این جنگ و گریز ناشى مى شود، بى نظمى باز هم بیشتر فوتبال ایران است. لیگى آشفته تر و مسابقاتى كه برگزارى، نتایج و فلسفه آن هر روز با تردیدهایى جدى تر مواجه مى شود. فدراسیون فوتبال ایران بر حكم ساده اى كه به راحتى در همان آغاز مى توانست فصل شود و همه چیز با رویه اى درست پیگیرى شود، به شكلى باورنكردنى پافشارى كرد و امروز به جایى رسیده است كه گمان كند هر بازگشتى به معناى به باد رفتن تمام آبرو و اعتبار سازمان فوتبال است. این پرونده براى فدراسیون فوتبال حیثیتى شده است و به نظر مى رسد از این پس هر كوششى كه مى شود فقط براى دفاع از حكمى است كه دیگر كسى تردیدى بر اشتباه بودنش ندارد. باید دید مسؤولان فوتبال تا كجا حاضرند بر سر این حكم اشتباه هزینه بپردازند و آیا سرانجام مى توانند رأى باطل خود را بر كرسى بنشانند یا نه



نوشته شده توسط آشنا در سه شنبه 29 شهریور 1384 و ساعت 02:09 ق.ظ

دادکان دماغت سوخت
شنبه 26 شهریور 1384

                    دادکان و فدراسیون فوتبال ایران۰-۳ صنعت نفت آبادان

امروز ظهر اخبار رای دیوان عالی عدالت اداری را اعلام کرد که طبق این رای باشگاه راه آهن تمام 

 

بازیهایی راکه با تیم صنعت نفت داشته و بازیکن خاطی تو اون بازیهابازی کرده سه بر هیچ باخته

 

این یعنی اینکه اون پولهایی که شهید قندی از راه آهن گرفت نوش جونش شد و یه جای راه آهن

 

سوخت تازه قضیه به همینجا هم ختم نمیشه چون احتمالا راه آهن هم پولی را که به دادکان داده

 

بود یا قرار بود بده پس میگیره پس نتیجه میگیریم که سوزش اقای دادکان خیلی بیشتر از راه آهن

 

هست بنده خدا دماغش سوخت تازه فکر کنید دماغ به این بزرگی اگه بسوزه چه حالی میده

 

آی حال میدههههههههههههههههههههههههههههههههههههه باید اینروزا گوش به زنگ اخبار بود

 

چون اخبار گفت قراره بزودی یه جای دیگه دادکان آتیش بگیره

 

میگید نه

 

صبر کنید میبینید

 

به عکس نیگا کنید داره حسرت پول از دست رفته رو میخوره

 

 

دادکان یادته گفتم آبادان برزیلته




نوشته شده توسط آشنا در شنبه 26 شهریور 1384 و ساعت 06:09 ق.ظ

یکشنبه 20 شهریور 1384
 

دادکان آسوده بخواب

 پسرک اشک میریخت کنار درب استادیوم نشسته بود پیراهن زرد رنگی به تن داشت که روی ان 

نوشته شده بود  آبادان برزیلته.

 پرسیدم چرا گریه میکنی؟

با لهجه شیرینی گفت: نمیدونی؟ خدایی تو نمیدونی که بازم حق ابودان وصنعت را تهرانی ها ضایع

کردند؟

گفتم: درست میشه

گفت: اخه کی؟ لیگ جدید که داره شروع میشه وقتی تموم شد؟

اگه تیم تهرانی بود اینجوری ولش میکردن که خودش دنبال حقش باشه؟

جواب این پسرک را چه کسی باید بدهد آبادان پر هست از این پسرکها

دادکان چه جواب قانع کننده ای برای این پسرک داری؟

من حق میدهم به کسانی که به شما اهانت کنند و از پولهای دریافتی از راه آهن از شما سوال کنند؟

چون کسی حق آنان را نمیدهد برای همین فریاد میزنند تا لا اقل صدای فریادشان به آسمان و به خدا

برسد.امیدوارم خدا حق این پسرک وتمام آبادانیها را از آن بالا بالاییها بگیرد . که با نفت آبادان و با ایرانول

آبادان دارند این مملکت را میگردونند در آبادان حرف اول را فوتبال میزند اول فوتبال بعد عشق بعد نان

پس فوتبال را در آبادان نکشید

راستی به نظر شما این ها همش به خاطر این نیست که امسال سال  پاسخگویی هست؟

                             دادکان آسوده بخواب 

که من مطمئن هستم روزی خدا به تو و امثال تو پاسخ محکمی میده روزی که ما باز دوباره فریاد بزنیم 

                                                     آبادان برزیلته

آره دادکان اون روز خیلی دیر نیست.

 





نوشته شده توسط آشنا در یکشنبه 20 شهریور 1384 و ساعت 01:09 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza